السيد محمد حسين الطهراني
30
معاد شناسى (فارسى)
وادى و محلّى به اندازهء گنجايش خويش از آن بر گرفت . و در اثر جريان سيل بر روى آن كفى بالا آمد و روى آب را بپوشانيد . و از آنچه را كه مردم در آتش بر آن مىدمند و آتش را بر آن مشتعل ميكنند تا زينتى يا متاعى براى خود بسازند نيز يك چنين كفى بر روى آن پديدار مىشود ؛ اين طور خداوند حقّ را و باطل را به هم مىزند و در هم مىآميزد ، پس آن كف به بيهودگى از بين ميرود و نيست و نابود مىشود ؛ ولى آنچه براى مردم مفيد است و به آنها منفعت مىرساند ، در روى زمين باقى مىماند ؛ و اين طور خداوند مثلهائى مىزند . » يعنى باطل صورتى از باطل دارد و دوام ندارد ؛ بلكه مسير بر حقّ است و در باطن هر باطلى حقّى است كه پايدار است . و اين مَثَلها را خداوند مىزند تا شما از جريان گذشت زمان و تغييرات عالم و مصائب و شدائد پى به حقّى بريد كه پيوسته توأم با آن جريانات بوده و از آنها انفكاك ندارد ؛ پس عالم حركتش بسوى حقّ است . ما در ابحاث گذشته گفتهايم كه تمام عالم زنده است و داراى شعور و قدرت است ؛ حيوانات ، نباتات و جمادات هم داراى قوّهء ادراك و قدرت هستند . و بنابراين ما چنين مىپنداريم كه جمادات از حيات و علم خالى هستند ، ولى حقّ مطلب در مسأله اينست كه خالى نيستند ولى ما نمىدانيم . خداوند هم در اين آيات خلقت ، چون : ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى ، و چون آيه : وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ، فرقى بين موجودات